تولد مهرداد!!

به هفته پیش تولد یکی از بهترین دوستام بودهورا

خیلی حال داد خیلی جای همتون سبز تا تونستیم اذیت کردیمو ...........ریختیم!!خوشمزه

ساعت 5.30 زدیم بیرون که ساعت 6.30 که پیتزا هات قرار داشتیم اونجا باشیم اما امان از ترافیک شیرازهیپنوتیزم دقیقا 1ساعت طول کشید که رسیدیم عفیف اباد.جاهایی بود که دیگه قفل شده بود ما هم یه صفایی به ملت دادیمشیطان از هر روزنه ای.جوب .پیادهرو.تو کلما.زیرگل.بالای درختتعجب......... خلاصه هرجا جامیشدیم رفتیم!!!

ساعت6.30 رسیدیم هات ودیگه شیطونیییییییییی خوشمزهبه

رفتیم طبقه دوم که رزرو کرده بودو دست انداختن همدیگه . اول کیک اوردنو ما هرکاری کردیم این کله مهرداد بره تو کیک نشد اه ه ه ه ه ه ه چه وضعه!!!آخ

البته خودش داشت میرفتا چون همه جاش کیکی شدنیشخند

بدشم به سفارش مجی (ایشی) کیکو با چاقو طناول کردیم(اعصابو) این از بچگی فرش پاتریس بود!!!ابله

دیگه بریم سراغ شوم .اقا ما که میدونستیم اخر اون چیزی که سفارش میدیم با بچه ها عوض میشه برا همین بد مزه ترینو سفارش دادیم تا هناق بشه تو گلوشون!!!!شیطان

ایندفعه با 007بازی که دراوردیم پیتزا 4فصل نصیببون شد که بدکش نبودعینک

حالا اذیتای سر غذا بماند که اون بین منو بچه هاست!!!!دروغگو

بریم سراغ کادوها . اول کادوی من باز شد اول برا خودم بگم (چرا زحمت کشیدید چرا کمتر ندادید.......)تشویق من یه کاپشن اسپورت گرفته بودم که به پوست مار شهره یافت (اعصابو)فرشته .مجی (ایشی) تک پوش با رنک خاصه :ابی .بنفش.قرمز.صورتی.زرد.سفید..... اورده بود اما خوشکل بودلبخند

اون مجی عطر اورده بود که بوش خوب بود وعلی هم کتاب ودیگران که از گفتنش معذورم حالشو ندارم!!!خمیازه

حالا بماند که من چه بلایی سر کادوها اوردم همه رو هاپول زدم تپل گذاشتم تو ماشین به صورتی که هیچکی نفهمید!!!عینک

و من کل بچه هارو یک دور فرستادم بالا که کادوها جا مونده وایی خیلی خنده بود حتی دستشویی ها هم بازرسی کامل شدخنده طوری شد که دیگه صدای همه در امد که به خدا کادویی اینجا نیست!!!!!عصبانی

دیگه دلم برا مهرداد سوخت (چه کنم دل رحیمم دیگه)فرشته گفتم تو ماشینه به طوری که جماعتی وحشی زده به دنباله من در عفیف اباد دویده و به خون من تشنه!!!خوشمزه

اگه دستشون به من میرسید مثه کوروکودیل که گوره خرو میبلعه منو میبلعیدن!!!نگران

بدش رفتیم ستارخان بستنی. به خیلی حال داد هوا یخ بستنی تگری بزنی بالا اوووففففگاوچران

البته من هرچی گفتم دلستر بستنی با طعم خیارشور میخوام هیچکی برام نگرفتناراحت

در این مرحله ..........ریزی دیگری به سراغمان امد و کلیه گوشی های بچه ها عوض شد!!!!چشمک و بستنی فروشی هم به گند کشیدم به سلامتی (برا سلامتی خودم یه مرگ بر ........ بلند)متفکر

دیگه این بود تولد مهرداد ایشاالله تولد خودم 1000الله اکبر 1000الله اکبر خدا به داد برسهاسترس

/ 0 نظر / 12 بازدید